مشارکت اجتماعی

الف) مفهوم لغوی مشارکت

واژه مشارکت يك كلمه‌ي عربی و بر وزن مفاعله است. مشارکت در فرهنگ معین به معنای شرکت دادن، انبازی کردن و همین طور به معنای تعیین سود یا زیان دو یا چند تن که با سرمایه ی‌‌های معین در زمان های مشخص به بازرگانی پرداخته‌اند آمده است .دهخدا نیز در لغت نامه‌ي خود این مفهوم را مأخوذ از تازی و به معنی شراکت و انبازی کردن و حصه‌داری و بهره‌برداری می داند.(اکبری، 1389، ص13).

همچنین عده‌اي مشارکت را از لحاظ لغوی به معنی کمک فعال و واقعی مشخص به یک عمل مي‌دانند. آلن بیرو مي‌گوید: «مشارکت به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن است، به همین جهت از دیدگاه جامعه شناسی باید بین مشارکت بعنوان حالت یا وضع (امر شرکت کردن) و مشارکت بعنوان عمل و تعهد مشارکت) تمیز قائل شده واژه مشارکت[1] از حیث لغوی به معنای درگیری و تجمع برای منظور خاص مي‌باشد(همان :28-27).

ب) مفهوم معنایی مشارکت

مفهوم مشارکت قدمتی به درازای تاریخ زندگی اجتماعی بشر دارد که در طول حیات طولانی خود روند تکامل و دگرگونی را پشت سرگذاشته و به اقتضای شرایط زمانی و مکانی خود تعاریف مختلفی به خود دیده است. کائوتری اعتقاد دارد که مشارکت به قدمت تاریخ بشری پیشینه دارد چرا که نظر و عمل مشارکت در بطن هر جامعه و در مفاهیمی چون دلبستگی، اتحاد، همکاری، انجمن و مانند آنها نهفته است و از قدیم شالوده پیدایش اجتماعی ـ انسان شناختی نوع بشر تلقی شده است(اکبری؛ 28:1383). به نظر هال تعارض بین دیدگاه های عمل گرایانه و دیدگاه های عمدتا فلسفی از مشارکت موجب شده است که مفهوم مشارکت تبدیل به یک مفهوم چند وجهی شود و در طی زمان با معنای متفاوتی هویدا شود.(ازکیا و غفاري، 1388، ص81).

به دلیل همین پیچیدگی است که تعریف واحدی از مفهوم مشارکت نمي‌توان یافت که همه صاحبنظران روی آن توافق داشته باشند، لذا تعاریف گوناگونی از مشارکت در حوزه‌‌های مختلف علوم انسانی وجود دارد که به ذکر تعدادی از آنها مبادرت خواهیم کرد:

سازمان بین‌المللی کار(I.L.O)مشارکت را سهم افراد یا گروههای سازمان یافته و جمعیت فعال، از لحاظ اقتصادی در تسریع اقتصادی و اجتماعی بیان مي‌نماید (اکبری، 1389).

همچنین در تعریف مشارکت گفته شده: «مشارکت مردمی به معنای کوشش و تلاش جمعی در یک چارچوب سازمانی است که اعضا با ائتلاف منابع در صدد دستیابی به اهداف خودشان هستند. در نتیجه، مشارکت فرایندی فعال است که هر یک از مشارکت‌کنندگان به واسطه اندیشه، تأمل و نظارت فعالشان به اقدام و عمل مشارکتی ترغیب مي‌شوند». او در بیان مفاهیم کلیدی این تعریف به موارد زیر اشاره مي‌کند:

– مشارکت، فعالیت سازمان یافته از طرف مردم متحد و متجانس است که واحد اولیه آنرا متقاعد شدن افراد به کنش جمعی تشکیل مي‌دهد؛

– مبادرت به کنش و عمل جمعی؛

– تفکر و تامل مستقیم نسبت به کارها و فعالیتها؛

– نظارت بر فرایند مشارکت (ازکیا غفاری، 1388، ص291).

یونسکو نیز مشارکت را فرایندی برای خود آموزی اجتماعی و مدنی؛ حق بشر و پیش شرط توسعه ” مي‌داند و معتقد است توسعه باید از مردم و از آنچه مي‌خواهد و از آنچه مي‌اندیشند و باور دارند آغاز شود (اکبری، 1388).

تعدد و گستردگی سازمان‌‌های محلی و غیر دولتی در یک جامعه، شاخص و بیانگر وجود مشارکت اجتماعی در آن جامعه است؛ تا جائی که جامعه‌ي مدنی به واسطه‌ي بسط و گسترش مشارکت های اجتماعی و نهادهای مدنی تعریف مي‌شود. نهادهای مدنی، تشکل هایی مردمی و غیر دولتی هستند که در حد فاصل توده‌‌های مردم با دولت وجود مي‌آیند و بخشی از مردم را برای دست یابی به هدفی مشخص، و در یکی از حوزه‌‌های اجتماعی سازماندهی مي‌کنند «دامنه فعالیت این نهادها که به منظور مشارکت سازمان یافته‌ي مردم تشکیل مي‌گردند بسیار گسترده است. اتحادیه‌‌های صنفی، احزاب سیاسی، بنگاه های اقتصادی خصوصی، شرکتهای تعاونی، گروه های هنری، مطبوعات، موسسات خیریه و حتی اجتماعات محلی مشتمل بر ساکنان یک خیابان و محله مي‌توانند مثال‌هایی از نهادهای مدنی باشند»

بنابراین مشارکت اجتماعی را مي‌توان فرایند سازمان یافته‌اي دانست که از سوی افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن هدف‌‌های معین و مشخص به منظور سهیم شدن در منابع قدرت انجام مي‌گیرد. شهود چنین مشارکتی، وجود نهادهای مشارکتی چون انجمن‌ها، گروه‌ها، سازمان‌‌های محلی و غیر دولتی است(ازکیا، غفاري، 1388).

دو مثال برای درک اهمیت و معنی سرمایه ی اجتماعی :

الف) فرض كنيد گروهي از قاچاقچيان حرفه‎اي تصميم گرفته‎اند براي انجام يك قاچاق بزرگ مثل وارد كردن خودرو يا گوشت هاي آلوده با هم همكاري كنند اينها علاوه بر داشتن دانش و تجربه كافي براي انجام اين كار تمامي تجهيزات و لوازم مورد نياز را نيز فراهم كرده باشند. يعني سرمايه انساني و سرمايه فيزيكي فراهم است حال آيا با وجود اين دو دسته شرايط قاچاق بزرگ انجام خواهد شد. جواب مسلماً منفي است تا زماني كه گروه قاچاقچيان در ميان خودشان اعتماد متقابلي نداشته باشندو تازماني كه قواعد جدي و آهنيني براي همكاري برقرار نباشد و حق و يا سهم هر يك از افراد پيشاپيش مشخص نباشد اقدام مشترك براي قاچاق آغاز نخواهد شد.

اين اعتماد متقابل ميان دزدان و پايبندي به قواعد مورد توافق محيط همكاري يا سرمايه اجتماعي سازمان قاچاقچيان محسوب مي‎شود پس وقتي براي موفقيت دسته‎جمعي در انجام امور غيرقانوني، قانونمندي و قانونمداري شرط است و براي كاميابي غيرمنطقي منطق لازم است و براي موفقيت غير قابل اعتمادترين گروه ها اعتماد لازم است بي‎گمان جامعه صالحان نيز براي رشد و توسعه و دستيابي به اهداف بزرگ بيش‎ترين نياز را به سرمايه اجتماعي دارد.

بي‎سرمايه اجتماعي هيچ اجتماعي به هيچ سرمايه‎اي نمي‎رسد. در سازمانها و بنگاه ها و جوامع امروزي سرمايه اقتصادي از نظر درجه اهميت پايين‎ترين مرتبه را دارد. در بازارهاي امروزي ميلياردها دلار معامله صرفاً براساس اعتماد و توافق دوجانبه صورت مي‎گيرد به خصوص در بازارهاي بورس و بازار آتي‎ها كه گاه محصولي كه در چند ماه آينده توليد مي‎شود از امروز مورد معامله قرار مي‎گيرند.در بازار نفتي ميليون‌ها بشكه صرفاً بر اساس يك توافق ظاهري معامله مي‌شود.

ب) مثال بارزتر سرمايه اجتماعي تيم فوتبال است كه در آن زمين چمن و تجهيزات ورزشگاه سرمايه مادي و اقتصادي و بازيكنان و مربيان تكنيكي سرمايه انساني و داوران بي‎طرف و قواعد تعريف شده و روشن بازي و رفتار اخلاقي بازيكنان در مجموع سرمايه اجتماعي بازي را شكل مي‎دهند اگر چه اين سه دسته سرمايه مكمل يكديگرند اما ترتيب اهميت آنها قابل شناسايي است. حال ببينيم اگر تك‎تك اين سه سرمايه را حذف كنيم چه اتفاقي رخ خواهد داد. اگر عده‎اي فوتباليست داشته باشيم و يك ورزشگاه اما هيچكدام از بازيكنان حاضر نباشند به قواعد بازي تن در دهند و يا هيچ كس را بعنوان داور قبول نداشته باشند هرگز بازي صورت نمي‎گيرد لذا در صورت فقدان سرمايه اجتماعي اصلاً بازي فوتبال صورت نمي‎گيرد اما اگر بازيكنان باتجربه و تكنيكي نباشند يعني سرمايه انساني موجود نباشد بازي صورت مي‎گيرد اما بسيار بي‎رونق و ناپخته و بدون جذابيت بگونه‎اي كه هيچ تماشاگري را جذب نمي‎كند پس در اين حالت بازي آغاز مي‎شود ولي در دستيابي به اهداف خود موفق نيست حال اگر بازيكنان تكنيكي، باتجربه حضور داشته باشند و داور بي‎طرف نيز قواعد تعريف شده را اعمال و نظارت نمايد اما ورزشگاه وجود نداشته باشد مي‎توان بازي جالب و جدي و پرحرارتي را در يك زمين ساده انجام داد(مرثی، 1392).

 

مدلهایی براي سنجش سرمایه اجتماعی

همان گونه که عنوان شد، سرمایه اجتماعی مانند سرمایه هاي مادي قابل سنجش است و مدل ها و ابزارهاي مختلفی برای سنجش سرمایه اجتماعی ارائه شده است که در یک دسته بندي کلی می توان این ابزار را به دو بعد کمی و کیفی تقسیم نمود:

 

مدل کمی سرمایه اجتماعی

مدل های کمّی مختلفی در چند سال اخیر ارائه شده است که در اینجا به توصیف یکی از این مدل ها اکتفا می کنیم؛ مطابق این مدل میزان سرمایه اجتماعی تابعی است از مجموع ارزش منابع در اختیار اعضای شبکه ضربدر احتمال این که اعضا منابع را در اختیار فرد قرار دهند(در صورتیکه فرد به این منابع محتاج باشد).

Si Є AC= ∑Vi Pi

در اینجا:

میزان سرمایه اجتماعی اگر i عضوی از شبکه A باشد Si Є AC=

مجموعه افراد شبکه ای که i عضوی از آن است A=

ارزش منابع در اختیار عضو vi=

احتمال این که عضو i بتواند این منابع را در اختیار بگیرد Pi=

تبعاً، میزان سرمایه قید شده در فرمول فوق، بستگی به سه عامل تعداد اعضای موجود در شبکه، احتمال واگذاری منابع در اختیار اعضای موجود در شبکه و میزان ارزش منابع در اختیار اعضای موجود در شبکه است. به عبارتی هر چه شبکه گسترده تر و وسیعتر باشد، سرمایه اجتماعی تقویت و بالعکس. همین طور هر چه میزان ارزش منابع و احتمال واگذاری منابع افزایش می یابد، تعداد سرمایه اجتماعی به شکل تصاعدی افزوده می شود(الوانی، 1389).

 

 

 

مدل کیفی سرمایه اجتماعی

مدلهاي کیفی مختلفی براي سنجش سرمایه اجتماعی ارائه شده است. به عنوان مثال  CRLRA ، که توسط فالک و کیلپاتریک در سال 2000 میلادي ارائه شده و توسط پژوهشگران زیادي مورد استفاده قرار گرفته است. این مدل سرمایه اجتماعی را در سه سطح خود، میانی و کلان مورد بررسی قرار می دهد. در سطح خورد،سرمایه اجتماعی اشاره به افراد موجود در شبکه دارد که بر اثر تعامل میان این افراد، شناخت حاصل و هویت اعضا شکل می گیرد. در سطح میانی، سرمایه اجتماعی به اجتماع ها و گروه هاو سازمان ها اشاره دارد و باعث تقویت و ساخت بنیه ارزشی و تعاملی گروه می شود. در سطح کلان به به جامعه که در بر گیرنده سازمان ها و گروه هاي مختلف است تمرکز داشته و موجب شکل گیري و تقویت مراودات و ارتباط جمعی شده وارزشهاي مشترك را بهبود می بخشد. همه این سطوح با هم در ارتباط بوده و  موجب تقویت یا نقصان همدیگر می شودند(همان، ص 26).

مدل Crlra مبتنی بر تئوري منابع اجتماعی است که قبلاً توضیح داده شده، بر پایه این مدل، سرمایه اجتماعی شامل منابعی که موجب افزایش ظرفیت جامعه/ سازمانی می شود. در سطح فردي این منابع شامل شناخت و هویت است. منظور از منابع شناخت و دانش، دانستن منبع اطلاعات و شیوه هاي انجام کار و یا بر طرف نمودن مشکلات پیش آمده در شبکه می باشد. منابع هویت، اشاره به هنجارها و ارزش ها و بینش ها مشترك بوده و قادر به کار با دیگران هستند تمرکز دارد. این منابع شناخت و هویت در سطح اجتماعی و سازمان با هم تلفیق شده و منبعی از سرمایه اجتماعی برا آن سازمان/ اجتماع پدید می آورند که در سطح میانی به زیر ساخت تعاملی و ارزشی سازمان مربوطه و در سطح کلان به زیر ساخت های مراوده ای و ارتباط اجتماعی ختم می شود. در این مدل، سرمایه اجتماعی به دو سطح کلان و خرد تقسیم شده است، سطح کلان اشاره به محیطی دارد که سازمان در آن فعالیت دارد که شامل نقش قوانین، چهارچوب حقوقی، نوع حکومت و نظام سیاسی، میزان عدم تمرکز و میزان مشارکت سیاسی افراد در خط مشی کلان است. سرمایه اجتماعی در سطح خرد به دو بعد شناختی و ساختاري تقسیم شده است. بعد شتاختی به بخش نامحسوس سرمایه اجتماعی مانند ارزش ها، عقاید،نگرش ها، رفتار. هنجار اجتماعی می پردازد. ارزش هاي شناختی به روحیه اعتماد و یکپارچگی اعضا و همین طور ارتباط متقابل که میان اعضاي یک جامعه وجود دارد می پردازد این ارزش ها شرایطی را در جامعه/ سازمان بوجود می آورند که در آن اعضا براي تولید کالاي مشترك می توانند با هم همکاري نمایند. بعد ساختاري سرمایه اجتماعی در بر گیرنده ساختارها و شبکه هایی است که حاوي فرآیند هاي تصمیم گیري جمعی و روشن، رهبران پاسخگو و مسئولیت متقابل است. اگرچه پرداختن به سرمایه اجتماعی در سطج کلان ضروري است، اما مدل SCAT  تلاش دارد تا با ارائه شاخصهایی به اندازه گیري سطح خود پرداخته و تلاش دارد تا میزان سرمایه اجتماعی را در شرکتها، سازمان ها اندازه گیري نماید(علوی، 1389).

 

مزایاي سرمایه اجتماعی

مزایاي متعدد و زیادي را می توان براي سرمایه اجتماعی برشمرد؛ مزیت اصلی و عمده سرمایه اجتماعی در اختیار گذاشتن اطلاعات زیادي با هزینه پایین و زمان اندك براي بازیگرانی است که نقش اصلی را در سرمایه اجتماعی ایفا می کنند. سرمایه اجتماعی علاوه بر در اختیار قرار دادن سرمایه زمینه هاي تحلیل و ارزیابی آن را نیز فراهم می نماید. بعنوان مثال، کلمن نشان داد که پیوندهاي موجود در شبکه ، محور تئوري سرمایه اجتماعی، امکان ارزیابی اطلاعات مربوط به فرصت هاي شغلی را به اعضاي می دهد و آنها را در انتخاب شغل مورد نظر کمک می کند. شبکه هاي میان سازمانی که حاصل کار سرمایه اجتماعی است مزایاي مختلفی براي سازمان دارد که از جمله کسب مهارت ها و دانش جدید از سوي اعضاي شبکه هاي مزیتی است که می تواند در سازمان هاي چند بخش کاربرد داشته باشد. تحقیقات دیگري نشان داد که شرکت هاي چند ملیتی براي تبادل اطلاعات و تسریع در جریان ارتباطات می توانند از این تئوري استفادده برند. کسب قدرت و نفوذ از مزایاي دیگر سرمایه اجتماعی است. کلمن در نوشته هاي خود اشاره به واژه ” کلوپ نمایندگان مجلس” دارد که در واقع منظور بحث ” قدرت” است برخی نمایندگان قدرت بیشتري نسبت به نمایندگان دیگر دارند چرا که آنها تعهدات متفاوت با سایر نمایندگان براي خود ایجاد کرده اند واز اعتبار این تعهدات براي مشروعیت بخشیدن به رفتار خود استفاده می کنند. یک چنین قدرتی به بازیگر اصلی (در سرمایه اجتماعی) اجازه می دهد تا به اهداف خود دست یابد. مزیت دیگر سرمایه اجتماعی ایجاد “یکپارچگی” در میان اعضا است. هنجارها و باورهاي محکم موجب ایجاد شبکه اجتماعی قوي می شود که در بر گیرنده آداب و رسوم و قوانین خاصی است و این هنجار جایگزینی کنترل هاي رسمی می شود. در این رابطه اُچی (1980) چنین استدلال می کند که سازمان هاي قبیله اي با هنجارهاي مشترك قوي از هزینه هاي اندك نظارت بهرمند بوده و تعهد بالایی را در اختیار دارند که در واقع همان سرمایه اجتماعی است. علاوه بر مزایایی فوق بکار گیري سرمایه اجتماعی در سطح سازمان داراي مزایایی مانندك ایجاد سازمان کاري و تیم هاي منعطف، ارائه ساز و کارهاي براي بهبود مدیریت عملکرد گروهی، زمینه سازي براي توسعه سرمایه هاي غیر مادي در سازمان و افزایش تعهد اعضا و کارکنان سازمان نسبت به مصلحت عامه است(شاه حسینی، 1390).

 

خطرات ناشی از بکار گیري سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی توأم به هزینه هاي است و می تواند در برخی مواقع به عنوان ابزار مخرب محسوب شود.تحقیقات زیادي در ارتباط با مزایایی حاصل از بکار گیري سرمایه اجتماعی انجام شده است اما به خطرات و تهدیدات آن کمتر پرداخته شده است. اولین اشکال بازیگرانی که در سرمایه اجتماعی نقش اصلی و محوري دارند مربوط می شود. ایجاد و نگهداري سرمایه اجتماعی در یک سازمان نیازمند صرف سرمایه مالی قابل توجه به منظور حفظ و نگهداري” روابط” میان اعضا است. در برخی مواقع مزایاي حاصل از سرمایه اجتماعی به مراتب کمتر از سرمایه اختصاص یافته به آن است. به عبارتی هموراه نباید نامساوي زیر برقرار باشد:

 

مزایاي حاصل از سرمایه  < هزینه نگهداري روابط میان اعضا

دومین تهدید ناشی از بکار گیري سرمایه اجتماعی به پیوندهاي قوي بوجود آمده در سازمان مربوط می شود؛ بدین صورت که سرمایه اجتماعی گرایش به تقویت روابط میان اعضا و استحکام این روابط دارد، اما تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان داده است که سازمان و تیم هاي که داراي پیوندهاي قوي با سایر واحد ها هستند براي انجام وظایف خود نسبت به تیم هاي که پیوند ضعیف تر دارند کندتر عمل می کنند. به عبارتی، پیوند و ارتباط قوي(که حاصل سرمایه اجتماعی است) داراي اثر بخشی کمتري نسبت به پیوندهاي ضعیف است و تیم هاي که داراي پیوند ضعیفی با سایر واحدها هستند کار سریعتر و بهتر انجام می دهند. ایراد دیگر سرمایه اجتماعی به مزیت”یکپارچگی” مربوط است. این مزیت که در قسمت قبلی به آن اشاره شد ممکن است، در برخی موارد نتیجه عکس براي بازیگران اصلی به بار بیاورد. داشتن اتحاد و یکپارچگی بیش از اندازه با اعضا یک گروه ممکن است بازیگران را مشغول روابط و ارتباط با آنان ساخته و از توجه به اهداف و مأموریت هاي اصلی می کاهد و در برخی مواقع حتی جابجاي هدف و وسیله صورت می گیرد، بدین صورت که حفظ روابط میان اعضا جایگزین اهداف و مأموریت هاي سازمان می شود. علاوه بر امکان جابجایی اهداف، تقویت روحیه ” یکپارچگی” می تواند موجب کاهش افکار جدید در سازمان، تنبلی و کوته نظر اعضا شود. همانگونه که”دور و پایول” متذکر می شوند ” پیوندهاي که موجب وسعت دید و تقویت بینش اعضا در سازمان می شود ممکن است، تبدیل به پبوندهاي شود که موجب کوري و نابینایی آنان شود(فوکویاما، 1991، ترجمه تاجبخش، 1384).

 

معرفی مدل هاي مختلف سرمایه اجتماعی

 

مدل سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال( 1998)

ناهاپیت و گوشال از دیدگاه سازمانی به مقوله سرمایه اجتماعی پرداخته اند. آن ها جنبه هاي مختلف سرمایه اجتماعی را در سه طبقه جاي دادند : ساختاري، رابطه اي و شناختی.

به عبارت دیگر گوشال و ناهاپیت براي سرمایه اجتماعی سه بعد را در نظر گرفته اند که می توان آن را به صورت شکل زیر نمایش داد(صفایی، 1392).

 

مدل سرمایه اجتماعی و ایجاد ارزش تساي و گوشال ( 1998)

بر اساس این مدل سرمایه اجتماعی سازمان می تواند از سرمایه فکري کند. در این مدل هر یک از عناصر سرمایه اجتماعی از قبیل بعد ساختاري، بعد شناختی و بعد ارتباطی منجر به ایجاد نوآوري و خلاقیت در سازمان می شود که این خود یکی از جنبه هاي سرمایه فکري می باشد که در حوزه سرمایه انسانی جاي می گیرد(صفایی، 1392

 

 

 

 

مدل سرمایه اجتماعی پاکستون ( 1999)

پاملا پاکستون در تلاشی بلند پروازانه براي بعد هنجاري و ساختاري شبکه هاي اجتماعی، سرمایه اجتماعی را متشکل از دو جزء مختلف که هر کدام می تواند مستقل از دیگري عمل کند، تعریف کرده است
مولفه هاي تعریف پاکستون عبارتند از :

الف. میزان پیوستگی هاي انجمنی ( زندگی انجمنی ) در بین افراد یا ساختار شبکه اي عینی

ب. پیوندهاي ذهنی بین افراد مشابه.

او براي نشان دادن استقلال این دو مولفه جدولی ساده ارائه کرده است که تاثیرات این دو مؤلفه مختلف را از هم جدا می کند. به اعتقاد پاکستون سرمایه اجتماعی زمانی وجود دارد که هر دو متغیر در سطح بالایی باشند.اگر پیوستگی هاي انجمنی بالا باشند ولی پیوندهاي ذهنی پایین باشند، کنشگران ممکن است به راه هاي دیگري براي تامین همکاري، از جمله عقد قراردادهاي رسمی متوسل شوند.اگرچه پیوندهاي ذهنی بعد ساختاري سرمایه زیاد بوده ولی پیوستگی هاي انجمنی در سطح پایینی باشند، نیت وجود خواهد داشت ولی به احتمال زیاد براي غلبه بر موانع همکاري موثر نیازمند واسطه هایی خواهیم بود. پاکستون همچنین بین تاثیرات سرمایه اجتماعی در سطح فردي و تاثیرات آن در سطح اجتماع، تمایز قایل شده است.مدل پاکستون روشی مفید براي تبیین وزن انواع مختلف اتصال ارائه می دهد.

جدول2-1: جدول پاکستون برای سرمایه اجتماعی

  پیوستگی های انجمنی بین افراد
زیاد کم
 

پیوندهای ذهنی بین افراد

زیاد A B
کم C D

 

نکته مهمی که در این مدل وجود دارد این است که لازم نیست سرمایه اجتماعی درون یک گروه واحد رابطه مثبتی با سرمایه اجتماعی در سطح اجتماع داشته باشد( پاکستون[2]، 2002).

در واقع سرمایه اجتماعی قوي درون گروهی ممکن است اثري منفی بر وجود پیوندهاي مستحکم در سطح اجتماع گسترده داشته باشد.

 

مدل ساختاري سرمایه اجتماعی پاتنام و کلمن

پاتنام و کلمن سرمایه اجتماعی را به منزله دارایی جوامع در نظر می گیرند به طوري که مشارکت بیشتر درجامعه منجر به شبکه محکم تري از تعاملات اجتماعی و اعتماد بیشتر به یکدیگر می شود اما همان اثرات باید در افرادي هم که در آن جوامع زندگی می کنند قابل مشاهده باشد. یعنی سرمایه اجتماعی به صورت یک رابطه دو جانبه محکم بین سطوح مشارکت مدنی و اعتماد بین فردي خود را نشان دهد به طوري که هر چه مشارکت شهروندان در جوامع شان بیشتر باشد، آنها بیشتر می آموزند تا به همدیگر اعتماد نمایند و هرچه اعتماد بین آن بیشتر باشد، احتمال بیشتري وجود دارد که در امور جوامع خود مشارکت نمایند. همچنین افرادي که به یکدیگر اعتماد می کنند به نهادهاي دولتی نیز اعتماد بیشتري دارند. آنها این مدل را مدل ساختاري سرمایه اجتماعی نام نهاده اند و به صورت زیر نشان می دهند. در مورد مدل ساختاري سرمایه اجتماعی این نکته قابل ذکر است که روابط دو جانبه بین اعتماد بین فردي و مشارکت مدنی کاملا غیر متقارن است. یعنی اثر مشارکت مدنی بر اعتماد فردي بسیار قوي تر از حالت معکوس آن است(پورتس، 1995، ترجمه پویان، 1384).

 

مدل سرمایه اجتماعی استون ( 2001 )

به نظر استون سرمایه اجتماعی شامل دو بعد می باشد. بعد اول ساخت شبکه ها و ساختار روابط اجتماعی و بعد دوم ساخت هنجارها و کیفیت روابط اجتماعی می باشد. ویژگی هاي سرمایه اجتماعی در بعد اول عبارتند از : نوع روابط اندازه شبکه ها ساختار درونی روابط ساختار بیرونی روابط و سطح روابط ویژگی هاي سرمایه اجتماعی در بعد دوم عبارتند از : هنجارها اعتماد و هنجار جبران(اندیشمند، 1388).

[1] participation

[2] Paxton